انسان در هر کاری وارد می شود در ابتدای امر مبتدی است چه کار مادی و چه معنوی
با با لابردن اطلاعات و پشتکار و تکرار و تمرین به تدریج بر کار مسلط گردیده و روز به روز آن کار را
بهتر و کامل تر انجام می دهد .
رمز علاقه مند شدن به نماز و حضور ذهن در آن با لا بردن دانش و آگاهی در مورد آن و تکرا ر و ممارست و از همه مهم تر مشارطه و مراقبه و محاسبه نفس در طول روز است که قطعاً انسان
را به هدف نزدیک و نزدیک تر می نماید ، زیرا خداوند شنوا و دانا است.
واستعینوا بالصبر و الصلاة و إنها لکبیرة إلا علی الخاشعین ( بقره 45 )
ترجمه تفسیری :
از صبر و نماز کمک بگیرید و این دو سخت و دشوار است مگر برای افراد خاشع و فروتن .
1- صبر یعنی خود را قائم به حل مشکلات ندانسته و آنها را به خداوند واگذاریم تا به اراده ی او
فرج و گشایش انجام پذیرد .
2- إقامه نماز خصوصاً در نیمه شب فروتنی و رغبت و خلوص بنده در پیشگاه معبودش را تداعی
می کند و بدین خاطر بسیار نزدیک به اجابت است
3- این دو ویژگی دشوار می نماید مگر برای افراد فروتن و خاشع
4- صبر و صلاة با تواضع رابطه ی تساوی دارند هر چه انسان صبور تر و در إقامه ی نماز راغب تر باشد متواضع تر و خاشع تر است و در نتیجه به خدا نزدیک تر است و در غیر این صورت به صفت غرور نزدیک گردیده و از خداوند و رضایت او فاصله می گیرد
5- آیه ی شریفه میزانی برای محاسبه نفس در زمینه دو صفت خشوع و غرور است
بقره آیات 2 تا 5 :
المتقین : الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون والذین یؤمنون بما أنزل إلیک و ما أنزل من قبلک و بالآخرة هم یوقنون أولئک علی هدی من ربهم و أولئک هم المفلحون
ترجمه تفسیری:
افراد پرهیزگار کسانی هستند که به غیب( ماوراء امور حسی ) ایمان دارند و نماز را با رغبت و توجه بپا داشته و از رزق و روزی خود ( مال ، علم ، محبت و همدلی، ...) انفاق می کنند ، و کسانیکه به قران و سایر کتاب های تحریف نشده ی آسمانی ایمان دارند و به آخرت و عالم پس از مرگ یقین دارند ، آنها بر طریق هدایت از جانب پروردگارشان هستند و آنها رستگاران هستند .
آیا بر طبق آیه شریفه افراد فاقد این ویژگی ها می توانند رستگار باشند ؟!!
إن الصفا و المروة من شعائر الله فمن حج البیت أو اعتمر فلا جناح علیه أن یطوف بهما و من تطوع خیراً فإن الله شاکر علیم .( بقره 158)
همانا صفا و مروة از نشانه های خداست پس هر کس که حج این خانه کند یا عمره بجا آورد بر او گناهی نیست که میان آندو ، طواف ( سعی ) کند و هر کس از روی میل کار خیری انجام دهد{ خدا به او پاداش می دهد } همانا خدا سپاسگزار و دانا است .
و من یعظم شعائر الله فإنها من تقوی القلوب (حج 32)
و هر کس شعائر الهی را بزرگ بدارد پس آن {نتیجه و آثار } تقوی قلبها {در پیشگاه خداوند} است
جمع این دو آیه این پیام را به ما می دهد که صاحب اختبار ما خداوند عز و جل چنین اراده نموده است که مراسم حج به عنوان یکی از مناسک واجب عبادی ( و صد البته دارای برکات کثیره در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی ) همچون نماز و روزه و زکوة و انفاق انجام پذیرد و هیچکدام از این واجبات با دیگری در تعارض نمی باشد و با هم منافات ندارد بلکه هر کدام برکات خاص خود را دارد و از تقوی قلب ناشی می شود و به تقوی بیشتر آن می انجامد
البته چندین بارمشرف شدن به حج در حالیکه شخص خویشاوند یا همسایه یا فقیر و مستمندی
را بشناسد و به حال و و ضع او بی تفاوت باشد یا رفتن او به حج مستلزم تضییع حق دیگری باشد قطعاً جای سوال دارد که افراد ذی صلاح باید به آن پاسخ دهند