جبران گناه کبیره غیبت


کفاره غیبت

حال که از همه ابعاد غیبت گفتیم لازم است که راه توبه و کفاره آن را نیز بیان کنیم .

کفاره چیست ؟

کفاره یعنی عملی که آثار جرم و گناه را از بین می برد و زمینه آمرزش و عفو پروردگار را فراهم می سازد و طبیعی است کفاره هر گناه متناسب با آن گناه خواهد بود .

غیبت از گناهانی است که دارای دو اثر منفی است :

۱- سرکشی و طغیان در برابر دستور الهی

۲- ناراحت کردن و آزرده ساختن یک یا چند نفر از بندگان خدا

خوشبختانه خداوند متعال راه توبه و برگشت را به روی انسان ها گشوده است و انسان می تواند با توبه و استغفار گناهان گذشته خود را جبران کند .

۱- توبه:

برای جبران سرکشی و طغیان در برابر دستور الهی دستور توبه آمده و آن چند شرط دارد:

در کلامی از حضرت امیر المومنین به مردی که جلوی آن حضرت گفت : « استغفر الله » شرایط توبه آمده است

امیر مومنان به کسی که در حضورش گفت : « استغفر الله » , فرمود : مادرت بر تو بگرید ! آیا می دانی استغفار یعنی چه ؟ استغفار مقام بلند مرتبگان است و آن یک کلمه است اما شش معنی و مرحله دارد :

مرحله اول پشیمانی از گذشته است .

مرحله دوم این است که برای همیشه تصمیم بگیری گرد آن گناه نگردی .

مرحله سوم این است که حقوقی را که از مردم ضایع کرده ای به آنها بازگردانی بطوریکه در هنگام ملاقات با پروردگار حقی بر تو نباشد .

مرحله چهارم اینکه هر واجبی که از تو فوت شده حق آن را به جای آوری ( قضا کنی )

مرحله پنجم آنکه گوشتهایی که در اثر حرام بر اندامت روییده با اندوه برگناه آب کنی تا چیزی باقی نماند و گوشت تازه ای به جای آن بروید

مرحله ششم آنکه به همان اندازه که شیرینی معصیت و گناه را چشیدی زحمت طاعت را نیز بچشی , پس از انجام این مراحل می گویی استغفرالله    « نهج البلاغه / حکمت ۴۰۹»

۲- طلب بخشش از کسی که مورد غیبت قرار گرفته

اما در مورد دوم احادیث و روایات و نظر فقها به دو صورت وجود دارد یکی اینکه در بعضی احادیث آمده که باید حتماً نزد شخص بروی و از او حلالیت بخواهی و در بعضی گفته شده است که با دعا , استغفار , خواندن نماز و انجام کار نیک برای غیبت شونده , باعث شوی تا خدا توبه ات را بپذیرد .

اگر بخواهیم که میانه را رعایت کنیم باید به طریق زیر عمل کنیم:

چون در بعضی از موارد اگر به کسی بگویی که از تو غیبت کردم این امر باعث به وجود آمدن کینه و عداوت می شود باید از روش دوم یعنی خواندن نماز و دعا و استغفار عمل کنی اما اگر دیدی که طرف ظرفیت پذیرش و حلالیت را دارد باید از روش اول که طلب حلالیت حضوری است استفاده کنی .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۶ساعت 11:24  توسط محب  |  آرشیو نظرات

موارد جواز غیبت عبارت است از:
1- دادخواهی: اگر انسان براى دادخواهى نزد کسى که مى تواند حق او را بگیرد از دیگرى که بر او ظلم نموده،‌ تظلّم و دادخواهى کند به گونه اى که مستلزم ذکر نام او باشد اشکال ندارد.قرآن مجید به کسانی که مظلوم واقع شده اند اجازه داده است که فریاد بکشند و حق خود را بگیرند.(3)
بنابراین اگرغیبت ظالم ، باعث رفع ظلم شود (شنونده ، قاضی یا شخصی باشد که بتواند مثلا با نصیحت ظالم رفع ظلم کند) اشکال ندارد.
2- غیبت کردن از کسى که فسقش آشکار باشد نه پنهانی، مثل این که ظرف شراب را آشکارا در خیابان و بازار به دست گرفته، بیاشامد،‌ همچنین کسى که پرده حیا را انداخته، در حضور مردم از گناه کردن حیا نمى کند، مثلاً کسى که ریش تراش است بگوییم ریش تراش است. قدر مسلّم جواز غیبت، گناهى است که آشکارا به جا مى آورد. امام صادق (ع)می فرماید: هرگاه فاسق به فسق خود تظاهر نماید احترامی ندارد وغیبت او جایز است. (4)
3- جرح شاهد یا راوی: هنگامى که انسان ببیند شخص فاسقى در دادگاه بر امرى شهادت مى دهد یا روایتى نقل مى کند، براى حفظ حقوق مسلمانان و احکام شرع باید هر چه درباره او مى داند، بیان کند.(5)
4- غیبت در مقام مشورت: هرگاه مسلمانى با کسى در خصوص معامله اى یا شناخت شخص دیگرى مشورت نمود، و طرف مشورت، عیبى از شخص مى داند که اگر نگوید معامله صورت مى گیرد و مسلمان به ضرر مى افتد یا این که امرى تحقق مى شود که مشورت کننده لطمه جبران ناپذیرى مى بیند، ذکر عیب مانعى ندارد.(6)
5- غیبت کردن به قصد نهى از منکر، با شرایط آن مانعى ندارد؛ به این معنا که هر گاه منکرى را از مسلمانى ببیند و بداند اگر غیبتش را بکند، آن را ترک مى کند جایز است، ولى اگر احتمال بدهد آن را ترک کرده، ذکر آن جایز نیست.
اگر مفسده هتک آبروى مسلمان، بیشتر از مفسده منکرى که مشغول آن است باشد، غیبت کردنش جایز نیست، هر چند یقین داشته باشد که به واسطه غیبت کردن، آن گناه را ترک خواهد کرد.
6- ذکر کردن کسى به عیب و نقصى که به آن مشهور و نشانه اش شده است مانند احول (چشم چپ) و اعرج (شل)، لیکن در صورتى که قصد عیب جویى نداشته و فقط به منظور معرفى و شناساندن شخص باشد و طرف از ذکر این القاب ناراحت نباشد. در غیر این صورت باید از این القاب استفاده نکند چون موجب رنجش و آزار برادر دینى مى شود.(7)
7- ردّ ادعاى کسى که به دروغ به خود نسبتى مى دهد: رد کردن کسى که به دروغ ادعاى نسبتى کند، زیرا مصلحت حفظ انساب و خانواده ها، مقدّم بر مفسده هتک ادعا کننده است.(8)
8- به طور کلى هر موردى که مصلحت غیبت کردن،‌ از مفسده هتک احترام مؤمن بیشتر باشد، مانند شهادت دادن در مواردى که لازم است.(9)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1. مهدوی کنی، اخلاق عملی، ص 140.
2.مکارم شیرازی – اخلاق در قران ج3 ص108
3. نسا آیه 148
4. وسایل الشیعه ج 8ص605.
5. سید عبدالله شبّر، اخلاق، ترجمة محمد رضا جباران، ص 240.
6. آیت الله سید عبدالحسین دستغیب، گناهان کبیره، ج 2، ص 281.
7. همان، ص 282.
8. همان.
9. همان.

نمونه سوالات درس یازدهم پایه هشتم

1-......................... یکی از مهم ترین نعمت های خداوند به انسان است . ص88

2-نمونه هایی از سخن گفتن به درستی و نادرستی را ذکر کنید . ص 88

3-سخن گفتن ........................ انسان را آشکار می سازد . ص88

4-حضرت علی ع درباره اهمیت کلام چه فرموده اند ؟ ص88

5-نعمت سخن گفتن چه تأثیری در زندگی انسان در این دنیا و زندگی انسان در آخرت دارد ؟

6-آیا همه از نعمت سخن گفتن به درستی استفاده می کنند ؟ چرا ؟

7-ترک گناهان زبان چه آثاری در بر دارد ؟ ص89

8-سه مورد از گناهان زبان را نام ببرید . 

9-دروغگویی علاوه بر اینکه ......................... را در روز جزا در پی دارد ، در همین دنیا نیز سبب از بین رفتن ........................................... می شود .ص89

10-چرا افراد متوسل به دروغگویی می شوند ؟ کامل توضیح دهید .ص 89

11-کلام امام حسن عسکری ع درباره دروغ را بنویسید .ص89

12-دروغ گفتن موجب نابودی .................... و انسان را از ............................ محروم می کند وص89

13- دروغگو ........................ است .ص89

14-دروغ گفتن ،موجب ....................... می شود زیرا ....................... از زندگی انسان می گریزد.ص89

15-نتایج سوء دروغگویی را برشمارید .ص89

16-ترک عادت دروغگویی چگونه میسر می گردد ؟ص89

17-تعارفات رایج با شیوه رفتاری امامان ما علیه السلام مطابقت دارد ؟ توضیح دهید . ص89-90

18-غیبت را تعریف کنید و عاقبت آن را ذکر نمایید .ص90

19-فرق غیبت را با تهمت و دروغ بیان کنید . ص90

20-اگر مطلبی درباره غایبی گفته شود و واقعیت داشته باشد ...................... و اگر واقعیت نداشته باشد ................... و .................... است .ص90

21-قرآن کریم درباره عمل زشت غیبت کردن چه می فرماید ؟ص90

22-چرا غیبت جزء گناهان بزرگ محسوب می شود و از آن نهی گردیده ؟ص91

23-بهترین راه درمان غیبت چیست ؟ص91

24-اگر در میان جمعی باشیم که از یک مسلمان غیبت می کنند ، چه مسئولیتی داریم ؟

25-آیا غیبت  همیشه با زبان است  ؟ص91

26-علت قباحت ناسزاگویی را کامل توضیح دهید.ص92

27-پیامبر اکرم ص درباره شخص فحاش چه فرموده اند ؟ ص92

28-سه دلیل برای ناسزاگویی ذکر کنید .ص92

29-راه درمان بیماری فحّاشی چیست ؟ ص92

30-ناسزاگویی و فحّاشی موجب .............................. و دوری از ..................... می شود . ص92

31-انسان با عادت دادن زیان خود به .............................. و پی بردن به ............................ ، برای همیشه آن را ترک خواهد کرد .ص92

32-بهترین واکنش در برابر کسی که عادت به فحش دادن دارد ، چیست ؟

33-جبران گناه غیبت چگونه ممکن می شود ؟

34- در چه صورتی غیبت جایز شمرده می شود ؟

جملات کوتاه

از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود : میانه روی را خداوند متعال دوست دارد و اسراف و زیاده روی مورد خشم اوست حتی اگر اسراف در انداختن هسته خرمایی باشد که قابل مصرف است یا زیادی آبی که خورده شده باشد. تحف العقول صفحه ۳۰۱

مدگرایی

نگاهی به پدیده مدگرایی در جهان + عکس

مد (به فرانسوی Mode) اصطلاح کلی در حیطه هنر طراحی پوشاک است که تحت تاثیر اوضاع فرهنگی و اجتماعی جامعه در یک دوره زمانی مشخص انجام می‌پذیرد

به گزارش مشرق به نقل از تازه ، برای تعریف مد (Fashion) دو تعریف دیگر نیز ارائه شده است: «شیوه رفتاری که به طور موقت توسط بخش مشخصی از اعضاء یک گروه اجتماعی اتخاذ می شود، به این دلیل که آن رفتار انتخابی را از نظر اجتماعی برای آن زمان و موقعیت مناسب تشخیص می دهند.» و «مد نوع لباسی است که اخیراً پذیرفته شده است». اما واژه مد در لغت به معناى سلیقه، اسلوب، روش و شیوه به کار مى‏رود و در اصطلاح، عبارت است از روش و طریقه‌ی موقت که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان طرز زندگی، لباس پوشیدن را تنظیم می‌کند. مدگرایى نیز آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و طرز زندگى و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آنکه الگوى جدیدى در جامعه رواج یافت، از آن پیروى نماید. بنابراین، مى‏توان گفت: مدگرایی به تغییر سلیقه ناگهانى و مکرر همه یا بعضى از افراد یک جامعه اطلاق مى‏شود و منجر به گرایش به انجام رفتارى خاص یا مصرف کالاى به خصوصى یا در پیش گرفتن سبکى خاص در زندگى مى‏شود.

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/12/15/142092_105.jpg

جامعه شناختی و روانشناختی مد و مدگرایی:
برخی از جامعه شناسان ریشه مد و مدسازی و مدگرایی را در نابرابری‌های اجتماعی می دانند. اسپنسر معتقد است مد بر عکس تشریفات موجب رقابت بین اشخاص طبقات بالاتر می‌شود و در واقع نوعی تقلید ناشی از رقابت است نه تقلید ناشی از پسند وستایش. هومنز نیز دیر این زمینه می گوید؛ از میان اعمالی که شخص انجام می‌دهد، عملی که بیشتر به پاداش منجر شود احتمال تکرارش افزایش می‌یابد، لذا می‌توان گفت که اگر چه شخص ممکن است در پی مدگرایی با گروه خود درگیر شود، ولی در میان همسالان خود مورد تشویق و تأیید قرار می‌گیرد و نیز در ارتباط با جنس مخالف به موفقیت رسیده و ارزش و منزلت خود را بالاتر می‌برد و چون این موفقیت‌ها در راستای مدگرایی صورت گرفته‌اند در نتیجه این عمل (مدگرایی) بیشتر تکرار می‌شود.

همچنین از لحاظ روانشناختی نیز برای مدگرایی عوامل متعددی ذکر شده است. به بیان دیگر علاوه بر زیر ساخت های تاریخی و اجتماعی، مدگرایی در بین جوانان از یک سری اصول و سازه های روان شناختی نیز تبعیت می کند و با انگیزه ها و نیازهای چندی در ارتباط است.

1. تنوع طلبی و نوگرایی: استقلال طلبی، تنوّع دوستی، هیجان خواهی، نقد گذشته و نوگرایی از جمله ویژگی های دوران جوانی است که به شدّت، تمایل به امروزی شدن و نوگرایی به درجات مختلف در هر نوجوان وجود دارد و گواه نیاز وی به شکستن قالب های موجود، فاصله گرفتن از هنجارهای پیشین و رسیدن به هویتی متمایز از کسانی که پیش از او بوده اند و همچنین گرایش به فاصله گرفتن از والدین است. این نیاز، زمانی که نمود بیرونی به خود می گیرد و در رفتار جوان منعکس می شود، به صورت مدگرایی ظاهر می گردد.

2. مدگرایی و همانند سازی: همانند سازی در مکتب روان تحلیلگری به فرایندی ناهشیار اطلاق می شود که فرد، طی آن، ویژگی ها (نگرش ها و الگوهای رفتاری) فرد دیگری را برای خود سرمشق قرار می دهد و با تقلید از نگرش ها و ویژگی رفتاری وی احساس می کند که مقداری از قدرت و کفایت او را نیز به دست آورده است. منبع اصلی همانند سازی در دوران کودکی والدین هستند؛ زیرا کودک، اولین و بیشترین برخورد را در زندگی با والدین خود دارد؛ اما در دوران نوجوانی که فرد از والدینش فاصله می گیرد، الگوهایی را که خود را با آنها شبیه کرده است، از دست الگوهای دیگر، یعنی از طریق همانند سازی های جدید با دیگری، پر شود. به اعتقاد روانشناسان، همین خلأ و احساس ناامنی ناشی از آن باعث می شود که نوجوان در مسیر خود به راه حل هایی متوسّل شود که این راه حل ها از طریق همانند سازی با شخصیت هایی است که الگوی نوجوان قرار می گیرند. این شخصیت ها می توانند شخصیت های معروف گذشته، هنر پیشه های سینما، نوازندگان و آوازخوانان، و یا گروه های مختلفی مانند «هیپی»ها باشند و فرد، خود را از نظر ظاهری شبیه آنها ساخته، در شیوه‏ى لباس پوشیدن و طرز رفتار با آنان همانندسازی کند. به محض این که یک هنرمند یا ورزشکار لباسی را بپوشد و در صحنه ای ظاهر شود، جوانان با وی همانند سازی نموده، سعی می کنند به عنوان مد، آن را در جامعه طرح کنند.

3. رقابت و چشم و همچشمی با دیگران: انگیزه‏ى رقابت و چشم و همچشمی با دیگران، از دیگر عوامل پیروی از مد در بین جوانان و نوجوانان محسوب می شود. این انگیزه، در همه‏ى افراد وجود دارد و به گونه های مختلف بروز می کند. رقابت اگر در زمینه های مثبت جهت داده شود، باعث پیشرفت و رشد و تکامل معنوی فردی می شود؛ اما اگر جهتگیری آن به سوی امور مادّی و مدپرستی باشد و فرد، سعی کند از لحاظ ظاهری (و مثلاً در سبک و شیوه‏ى لباس پوشیدن) از دیگران عقب نماند، سرانجام خوبی نخواهد داشت.

4. مدگرایی و التزام ناشی از دوستی: یکی از عوامل پیروی از مد در بین جوانان و نوجوانان، ترس و نگرانی از مجازات های خصوصاً غیر رسمی از سوی دوستان است. لذا تحقیر و تمسخر، پوزخند زدن و متلک گفتن اطرافیان و ترس از آن، باعث می شود که جوانان و نوجوانان از مدهای رایج پیروی کنند.

5. مدگرایی و جلب توجه دیگران: افرادی هستند که با تعویض و تغییر هر روزه‏ى لباس و آرایش خود و خریدن لباس های گران قیمت و مد روز، درصدد جلب توجه دیگران برمی آیند. استفاده از لباس های چسبناک و برّاق و رنگارنگ، جوراب هایی شبیه تو ماهیگری، کفش هایی با پاشنه های خیلی بلند، آرایش تندی با رنگ های غیر طبیعی و .. (که بیش از همه در بین جوانان و بخصوص دختران رایج است)، باعث جلب توجه دیگران شده، نگاه هایی را به خود معطوف می دارد.

6. مدگرایی و تشخیص طلبی: برتری جویی و تشخّص طلبی از دیگر عوامل پیدایش مد در بین جوانان است. افرادی که خود را برتر از دیگران و مربوط به قشر مرفّه جامعه می دانند، سعی می کنند این برتری را در گویش، لباس پوشیدن، محیط آرایی و سبک آرایش و زیور آلات خود نشان دهند و لذا مدهای جدید را مطرح می کنند. تورشتاین وبلن مد را وسیله ای برای این که افراد، نشان دهند ثروتمند و با شخصیت و یا دارای اندیشه ای خاص هستند، می داند؛ لذا به محض این که مدی در جامعه گسترده شد، اشراف زادگان و ثروتمندان به سراغ این مد جدید می روند؛ زیرا مد قدیمی دیگر آنها را از طبقات دیگر جامعه متمایز نمی کند.

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/12/15/142093_665.jpg

مد و مدرنیسم:
مد و مدگرایی را می توان از جهتی مولود مدرنیسم دانست؛ زیرا مدرنیسم، نگاه نو به عالم و آدم است؛ نگاه و شناختی که برخاسته از زیستن در «اکنون» و گسستن از «گذشته» است و صریحاً با مفهوم سنّت (tradition) در تقابل می افتد. «مدرنیته» که شکل عینیت یافته‏ى فرهنگ مدرن است همراه و همزاد با گذر از گذشته به حال، نوآوری، تجدّد و سلیقه و مد است. از این رو مدرنیته همواره خود را در ستیز و چالش با کهنگی، رکود، قدمت و سنّت و پیروی از هنجارهای پایدار قرار می دهد و کشش و تمایل آن به سوی تجدّد و نوآوری در فرهنگ و ارزش های اجتماعی است. بنابراین، مدگرایی و نوآوری در تفکر و رفتار (به معنای رایج آن) به عنوان نماد و اندیشه‏ى مدرنیسم قلمداد می شود و از آن جا که جوامع غربی موطن و مظهر مدرنیته و مدرنیسم بوده اند، فرایند مدرنیزاسیون (مدرن سازی) و اشاعه‏ى طرح ها و مدهای نو، در واقع با غربی سازی و غرب گرایی کاملاً هم افق و بلکه معادل خواهد بود، و این، خود می تواند از زاویه‏ى دیگر، رابطه‏ى مدگرایی و غرب گرایی را نشان دهد.

تاریخچه مدگرایی در ایران:

با نگاهی به حیات اجتماعی بشر، روشن می‌شود که پدیده مد همیشه در تاریخ بشر بوده است و منحصر به دوره معاصر نیست، با نگاهى به تاریخ ایران، در عصر سلطنت فتحعلى شاه و ناصرالدین شاه که پاى ایرانیان به فرنگ باز شد، تا عصر رضا شاه، فصل متفاوتى در مدگرایى ایرانیان گشوده شد. از آن زمان که رضا شاه، نحوه و شکل لباس پوشیدن مردم ایران را تغییر داد، تاکنون، مُدهاى مختلف در ایران رایج گردیده است.

در مورد نحوه ورود مد به ایران باید گفت که این مسئله به سال 1321 برمی‌گردد؛ زمانی که فردی به نام زینت جهانشاه همراه همسرش از سوئیس به ایران برگشت، درست یک سال بعد بود که این خانم خیاط‌خانه ای را در خیابان امیریه راه اندازی کرد و با همراهی پنج کارگر، هر آنچه در سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود، به خانم‌های اشرافی عرضه کرد. جهانشاه برای این که مشتریان علاوه بر آشنایی با طرز کار او، برای نخستین بار مجموعه لباس و مد را بشناسند، خیاط خانه خود را با یک نمایش مد لباس افتتاح کرد. او در خیاط‌خانه خود در تهران، طرح‌های خود را که مجموعه‌ای از ایده‌هایش بود در معرض فروش خریداران گذارد. همچنین از آنجا که فضای خیاط خانه کاملا زنانه بود، مانکن‌های زن از میان دوستان و آشنایان برای نمایش لباس‌ها برگزیده شدند و به نوعی تبدیل به نخسین برند غیررسمی ایران در تولید پوشش منحصر به فرد شد.

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/12/15/142094_629.jpg

کارکردهای مد:
پیروی از مد و زیبایی‏ خواهی و تنوع ‏پسندی، ریشه در نهاد انسان دارد که نیازهایی چون تنوع، زیباخواهی و کمال‏ جویی فطری منشا اصلی آن محسوب می‏شود. اما صورت‏های افراطی رایج این گرایش (مدپرستی) در نتیجة جهل و ناآگاهی و ضعف ارزش‏های معنوی و تبلیغات وسیع کمپانی های تجاری و خودباختگی و تقلید کورکورانه از دیگران و یا آلوده شدن به رذایلی چون خودنمایی، فخرفروشی، احساس حقارت و خود کم‏بینی و... پیش می‏آید. در همین زمینه برخی از روانشناسان اجتماعی معتقدند که؛ ایجاد نشاط و شادابی، بیرون آمدن از کسالت و یکنواختی و ارضای هیجان‌ها، از پیامدهای مثبت مد است و پیامدهای منفی مدگرایی نیز، متکی شدن شدید فرد به دیگران حتی در تعیین افکار و اعمال، تاثیرپذیری از گروه های مختلف و خدشه‌دار شدن هویت فردی خواهد بود. مد به دلیل اینکه نوعی نوآوری محسوب می شود پیامدهای مثبتی به دنبال دارد، اما زمانی که مد با هنجارهای رایج در جامعه و فرهنگ آن در تضاد باشد، تنش به دنبال خواهد داشت و تنش در نهایت به فروپاشی هنجارهای مسلط یا جایگزینی ارزش‌ها و هنجارهای جدید می‌انجامد.